کجاست؟
نمادِ تازه ای از کوه ی قاف است
به هر غارش دد و دیوان گزاف است
کمی نَقلَت دهم تا ساده گردد
وکیل پارلمانش هم «سیاف» است.
***
کیم من؟
غرورم، غیرتم، اینم و آنم
عمل دارم، ندارم؛ لیک دانم:
به وقت گفتنِ نام و تبارم
دو لیتر آبِ تُف را می پرانم
***
ذلیل ما جلیل و هم کفیل است
چنین رسمی به خاکِ سرسبیل است
شُده قانون ما «افشار کابل»
«مُلای راکتی» حالا وکیل است
***
الهی عاقبت نفرین گردی
تو هم روزی چنین توهین گردی
چو روی «بوش» در پُشت تربیون
به کفش و چپلقم آذین گردی "۱"
***
فغان و ناله و اُف می کنم من
به قوغ نفرتم پُف می کنم من
جنایتکار! در بیت و دوبیتی:
به روی صورت ات تُف می کنم من.
۱- چپلق یا چپلک = دم پایی


