تبليغاتX
نوای دل - چند چُندی محکم

نوای دل
اینکه شبیه او به عالم نمی شود × نامش دل منست که آدم نمی شود


نویسنده : سلیمان دیدار شفیعی ; ساعت 12:18 روز سه شنبه سوم دی 1387

کجاست؟

نمادِ تازه ای از کوه ی قاف است

به هر غارش دد و دیوان گزاف است

کمی نَقلَت دهم تا ساده گردد

وکیل پارلمانش هم «سیاف» است.

***

کیم من؟

غرورم، غیرتم، اینم و آنم

عمل دارم، ندارم؛ لیک دانم:

به وقت گفتنِ نام و تبارم

دو لیتر آبِ تُف را می پرانم

***

ذلیل ما جلیل و هم کفیل است

چنین رسمی به خاکِ سرسبیل است

شُده قانون ما «افشار کابل»

«مُلای راکتی» حالا وکیل است

***

الهی عاقبت نفرین گردی

تو هم روزی چنین توهین گردی

چو روی «بوش» در پُشت تربیون

به کفش و چپلقم آذین گردی "۱"

***

فغان و ناله و اُف می کنم من

به قوغ نفرتم پُف می کنم من

جنایتکار! در بیت و دوبیتی:

به روی صورت ات تُف می کنم من.


۱- چپلق یا چپلک = دم پایی