تبليغاتX
نوای دل - تشبیه تو...

نوای دل
اینکه شبیه او به عالم نمی شود × نامش دل منست که آدم نمی شود


نویسنده : سلیمان دیدار شفیعی ; ساعت 16:54 روز شنبه بیست و سوم آذر 1387

در جاده ی معاصر،

با وسیله ( موتر ) مدرن،

گاهی، یک گیر عقب: به کلاسیک، می چسپد.

 

مدرن پلوی کلاسیک طعم

تشبیه تو...

دختر! دو چشم هر غزلم باز... تر شود

بیتِ اول به نام تو آغاز... گر شود

تا یاد تو به رگ رگِ مصراع سه دود

بیت دوم به قافیه اش شعله ور شود

دختر، بگو! برای خدا، جنس چیستی؟

کاین هستی از نبود تو زیر و زبر شود

دختر! بگو که طاقت و صبرم ز حد گذشت

حوری؟ ... و یا فرشته که غیرت: بشر شود

حور و پری و مریم و لیلا؟ فرشته؟ نه !

کی شان تو به جانِ خسی جلوه گر شود

یک چیز تازه تر که شود زیب حال تو...

کو واژه ای که این غزلم مفتخر شود؟

لعنت به بخت بد که در وصف ذات تو

علم بدیع و بدعت ما بی اثر شود

کاغذ، قلم، ظرافت و پندار شاعری

افتاده سر به زیر و فغانش به سر شود

من مانده ام چطور که تشبیه تو کنم

تو مانده ای محال که این سخت تر شود

تشبیه تو به خلقت روی زمین خطاست

چیزی ز جنس عرش؟ بلی! خوب تر شود

تشبیه تو به ذات مَلَک هم که نابجاست

کی می رسد به پای تو والا... اگر شود !

تشبیه تو، به خود خدا! کار ساده ایست

گر شاعری به گفتن آن، مردِ نر شود

گر نام من به « لست » کفارش نمی گرفت

می گفتمت چنان که خدا غصه ور شود

کفر و سجود و مذهب و دینم! چه می شود؟

شاعر ز او بریده به تو بنده گر شود

کافر نیم، به پای خدا سجده می کنم

وصل تو گر نصیب منِ در به در شود.

 

سلیمان دیدار شفیعی

قوس ( عید قربان 1387 )

 

... و به تعقیب، اما جدا از بالا:

جنگ و جدال واژه ی پیر و جدید و پُست

بعد از همین و شعر دگر داغتر شود

من بیت بعدِ بیت و چند بیت گفته ام

بیت دگر ز حوصله لبریز و سر شود

ایام به کام تان که تا شعر دیگری

« دیدار » در خیال خودش غوطه ور شود.