تبليغاتX
نوای دل - مرا لرزیده باور

نوای دل
اینکه شبیه او به عالم نمی شود × نامش دل منست که آدم نمی شود


نویسنده : سلیمان دیدار شفیعی ; ساعت 20:11 روز شنبه بیست و دوم تیر 1387

 

دوستی از اینکه سری به اینجا نمی زنم و چیزی نمی نویسم ، نالید . مگر می شود چیز ِ قابل خواندن نوشت !؟

 

شب هنگام وقتی خسته از سر ِ کار و درس بر میگردی دیگر از الهاماتی که از سر زمین رویا هایت پیامبری کند خبری نیست تا بر حریر ناز و مقدسش نشسته چیزی بیافرینی ، بلکه کابوس های ، خلوتت را دق الباب می کنند که هنگام عبور از « ترافیک اجساد ِ » بی دست و پا و غیر قابل تشخیص ، در ذهنت جا گرفته اند .

 

 

مرا لرزیده باور ! 

 

مرا لرزیده باور

کدامین را گزینم !؟

یکی از دو مرا دیوانه کرده

و یا هر دو به جز دیوانه گی نیست !؟

« خدای من بزرگ است »

صدای از دل ِ محراب شهرم

که ابلیسی به تعبیرش نشسته !؟

و « الله اکبری » که در خیابان

مسیر ِ تشنه ی دریای خونست !؟

کدامین را گزینم !؟

یکی از دو مرا دیوانه کرده

و یا هر دو خدای بنده گی نیست !؟

مرا لرزیده باور !

 

س.د. ش

کابل، افغانستان

۱۳۸۷/۴/۲۱  - ۱۱/۰۷/۰۸

 

 

مادر !

 

به دامن خون معنای تو جاریست

« شمالت » کافر و دینش فراریست

به « شرق » و « مغربت » آدم ندیدم

« مسلمان ِ جنوبت » انتحاریست

 

 

به مفسد اداره

 

نه بد باشد ، نه دستی در گلو است

بخور ! « وندت » همین و رو به رو است

حلال ِ تو بوَد چون شیر ِ مادر

رئیس دولت ات اینجا کدو است

 

 

« ؤند » : پدیده ی مقدس ( ! ) دهه ی هفتاد که قبلأ به نام های گوناگون « مال ِ دشمن ، حلال ِ حق ، حق ِ حلال و گاهی هم غنیمت » در فرهنگ جنگ سالاری و پاتک سالاری ما به کار رفته است .