به بهانه ی پنجاه و هفتمین سالگرد حیات یک مرد نازنین !
چند روز قبل استاد بزگوار « حضرت ظریفی » به پنجاه و هفتمین سال حیات مبارک شان گام گذاشتند .
خلاقیت استاد در سرایش شعر و به ویژه در فی البداهه سرایی همیش برایم سوال بر انگیز بوده است . آخر چگونه ممکن است بعد از خواندن مطالب ، در رابطه به آنها و در فرصت اندک به آفرینش والا پرداخت و درج کامنت ها نمود ؟ نمیدانم . شاید خالق او را در روز بیکاری که مشغولیت هایش اندک بود ، شاعر آفرید و در رگهایش بجای خون غزل ریخت. روی همین ملحوظ بود که در رابطه به سالگردش نوشتم :
خدا در روز بیکاری ، فرهیخته !
ز غــربالش تو را مـوزون بیخته
دلت را مثنوی ، شهکار و بعدش
غـزل در رگ بجــای خون ریخته
این هم هدیه ی ناچیز خدمت استاد بزرگوار « حضرت ظریفی » که حتم دارم با بزرگواری که دارند ، کاستی های این دکلمه را بر من می بخشند :
طنین اشک : شعری از حضرت ظریفی به صدای من

یاداشت :
این دکلمه به زودی به روی سایت پرستو های مهاجر به مدیریت شاعر و نویسنده ی توانای کشور « نجیب برید » به شکل تصویری « فوتو کلپ » به نشر می رسد.
دکلمه « ای ناله ! » هم به فرمایش و کمک شاعر بزرگوار « نجیب برید » و توسط فرهیخته ی توانا محترم « نورالدین نظامی » به شکل « فوتو کلپ » تهیه و نشر پرستو های مهاجر گردیده است.
« ای ناله ! » را اینجا بشنوید و ببینید :
تهیه و نشر از سایت پرستو های مهاجر


