ساعت « ۱:۰۰ » بامداد امروز ( ۲۹ ثور = ۱۸ می ) در حالیکه با کتابی سر گرم بودم ، نازنینی از دور دستها پای تلفون مرا کشاند و به یادم داد که موجود ۲۸ ساله شدم.
این هم چند کیک بدمزه ، پُخته و نیم پز که از منزل تا اینجا برای تان تهیه کردم:

همزاد با فاجعه
پدرم عشق بود
مادرم ایثار
و من ...
اشتباه بزرگ
از یک وصلت مشروع
که در عصر فاجعه
رُخ دادم.
روز تولد
روز تولد
یادم رفت
نفس نکشم.
گله
تو از آب و گِلم پوشاندی آخر
و آتش بر سجودم ماندی آخر
بهشتی دادی و در یک نگاهی
به یک جو دانه گندم راندی آخر
س.د. شفیعی
۲۹ ثور ۱۳۸۷
۲۰۰۸/ ۵ / ۱۸


