تبليغاتX
نوای دل

نوای دل
اینکه شبیه او به عالم نمی شود × نامش دل منست که آدم نمی شود


نویسنده : سلیمان دیدار شفیعی ; ساعت 15:10 روز سه شنبه بیست و چهارم مهر 1386

 

عاشقانه ها

 

شاعر دفترچهء دردم نمود

سبز بودم ، زردیِ زردم نمود

رفت و در پس کوچه های یاد خود

عاقبت دیدی که ولگردم نمود .

***

به چشمت شعرک ناچیز دارم

دو مصراع بهر آن خونریز دارم

برای قامت و رخسار و اندام

ببین ! من یک دو بیتی نیز دارم .

***

بیا کاین دفترم رنگش گرفته

درونش واژه ها آتش گرفته

نشسته شاعری خسته به هر برگ

به دستش عکس یک مهوش گرفته .

***

دلم آخر تو در خونت تپیدی

به دام زلف لیلایت تنیدی

برو بر درگهء نقاش سر زن

که خالق ، این چه حُسنی آفریدی !؟

س.د. شفیعی

کابل، افغانستان